از یک درد ساده تا یک جریان ملی…
سالها پیش، وقتی به واسطه شغلم در فضاهای عمومی نگرانی واضطراب مادرها را درزمان رسیدگی به کودکشان را می دیدم، متوجه شدم که برای سادهترین نیازهای یک مادر و کودک—مثل شیردهی، تعویض پوشک یا فقط نشستن در یک جای امن—هیچ فضای محترمانهای وجود ندارد.
ما مادرها یا به سرویسهای بهداشتی پناه میبردیم یا زیر نگاه سنگین دیگران، گوشهای مینشستیم تا به کودکانمان رسیدگی کنیم.
همانجا بود که ایدهی «اتاق مادر و کودک» در ذهنم شکل گرفت. سالها تلاش، تحقیق، مذاکره، شنیدن صدای مادران، و گفتوگو با مدیران شهری و نهادهای قانونگذار، این دغدغه شخصی را تبدیل به یک الگوی قانونی و ملی کرد.
امروز که این مسیر به نقطهای مهم رسیده، بیش از هر زمان به حمایت شما نیاز دارم.
اگر تجربهای از سختیهای مادری در فضاهای عمومی دارید، برایم بنویسید.
صدای شما میتواند بخشی از یک تغییر بزرگ باشد.


