درساخت اتاق مادر وکودک صرفا فقط نکاه معماری نیست.
صرفاً با نگاه معماری یا ترجمهی استانداردهای خارجی برای مادران ایرانی تصمیم گرفت. باید واقعیتهای میدانی، تجربههای زیسته، و نیازهای واقعی مادران داخل کشور رو هم دید. من این حرفها رو از دل کار واقعی در محیطهای مختلف آوردم—not تئوری، بلکه در عمل.»
«در فرآیند تدوین ضوابط و استانداردهای اتاق مادر و کودک، شاید این سوال پیش بیاید که آیا لازم است نویسندهی این استانداردها معمار باشد؟ واقعیت این است که معماری، تنها بخشی از ماجراست. درک عمیق نیازهای مادران و کودکان، توجه به ظرافتهای فرهنگی و اجتماعی جامعه، و لمس مستقیم دغدغههای مادرانه، مؤلفههایی است که در کنار دانش معماری باید حضور داشته باشد.
من با پیشینهی مطالعات زنان و خانواده و سالها تجربهی میدانی، این مسیر را با دقت طی کردهام؛ در دل واقعیتهای جامعه، نیازهای ملموس را لمس کردهام و بر اساس شرایط بومی کشور، این ضوابط را طراحی کردهام. باور دارم تدوین چنین استانداردهایی، نیازمند همافزایی میان رشتههاست: ترکیبی از نگاه انسانی، تخصص اجتماعی و دانش فنی.
پس بیش از آنکه مسئلهی تخصص معماری تنها مطرح باشد، مسئلهی فهم زندگی و نیازهای واقعی انسانها اهمیت دارد.»


