گاهی یک ایده دیرینه، با یک دیدار تازه، جان میگیرد…
در دیداری پُر از قصه با خانم کفاشزاده، پژوهشگر قصهها و اسطورهها، درباره احیای فرهنگ قصهگویی گفتوگو کردیم. قصههایی که نه فقط برای کودکان، که برای مادران هم پناهاند؛ بهویژه آن هنگام که نجواهایشان در لحظات شیر دادن، تبدیل به قصههایی میشود که با عشق، آرامش و ریشههای فرهنگی گره میخورد.
در همین دیدار، حضور یک مادر شیرده آلمانی در فضای موزه، برای من نشانهای بود از جهانی بودن نیازها و زیباییهایی که در سادگی زندگی جریان دارد؛ مادری که بدون اضطراب از ظاهر و قضاوت، با آرامش به فرزندش شیر میداد.
و جالب اینکه خانم کفاشزاده همان روز کتابی از دوره باستان معرفی کرد که در آن، ندادن شیر به کودک گناه شمرده شده بود…
از قصه تا زندگی، از موزه تا مادری، از اسطوره تا آرامش…
ایدهی ما در راه است…


