پرستش عزيزم دختر كوچيك نازنينم چه افتخاري است مادرتو بودن...
خوشحالم از اينكه در راهي كه قدم برداشتي اينقدر مصمم وموفق هستي تو دراين روزهاي تلخ وغم انگيز ، روزهايي كه از در آغوش گرفتن هم مي هراسيم روزهايي كه نمي توانيم دست در دست هم ، پيمان ببنديم تو دركنار دوستانت تلاش كردي تا بتواني باكارگرداني تاتر اشباح چراغ خانه نمايش مهرگان را با كورسويي از اميد روشن كني چقدر زود بزرگ شدي . از كودكي علاقمند به بازيگري بودي ومن وپدرت مخالف وهراسان از مسيرسختي كه در آن پا گذاشتي ولي امروز خداراشاكريم كه با سن كمي كه داري در مسير زندگيت خوب وبد را مي شناسي وهرروز در تلاشي كه علم خودت را نسبت به حرفه ات بالا ببري واين همان چيزي هست كه به ما آرامش مي دهد دخترم تا جايي كه در توانمان باشد چراغ راهت مي شويم ، موفق باشي.🌷🌺



