كودكان قصه اتاق مادروكودك امروز يا نزديك به سن نوجواني ويا نوجوان هاي اين شهر و ديار هستند...
سالها موقعيكه تازه با موبايل ميشد عكس گرفت ولي چون عكس ها خيلي بي كيفيت بود مجبور بودم براي مستندسازي از يك دوربين كوچك ديجيتالي كه آن هم تازه به بازار آمده بود و هميشه همراهم بود از معضلات زنان كه بصورت معذب به كودكانشان در شرايط سخت ،داخل پاساژ، داخل مساجد ، زيارتگاه ها، بازار ها ي سنتي وبازارهاي صنفي روباز، كنار خيابان ، پارك ها ، پايانه ها ، مراكز گردشگري و..... غيره رسيدگي مي كردند، عكس مي انداختم بدون آنكه چهره آنها مشخص شود ولي چون خيلي وقت ها چهره بچه هم تو عكس مي افتاد با يك ترس ولرز عكس را به خانواده آنها نشان مي دادم وقصدم از عكس گرفتن را براي آنها توضيح مي دادم بيشتر آنها از من تشكر مي كردند وبه من مي گفتند به دوره بچه ما اين اتفاق نمي افتد ، يكسري هم مي گفتند عمرا، تو ايران اين اتفاق نمي افتد ، يكسري هم از تجارب استفاده از اتاق هاي مادروكودك در كشورهاي خارجي مي گفتند بيشتر آنها شماره منو مي گرفتند تا براي آنها عكس بچه را بفرستم با خيلي از مادرها دوست مي شدم وآنها براي نشان دادن حس صميميت ، شماره خودشونو به من مي دادند تا پيگير طرح بشوند. عكسي كه مشاهده مي كنيد ١٠ سال پيش در پاساژ گيشا گرفتم .
كودكان قصه اتاق مادروكودك امروز يا نزديك به سن نوجواني ويا نوجوان هاي اين شهر وديار هستند هرچند كه داستان اتاق مادروكودك شروعش يك قصه بود قصه اي كه باپشتكار تبديل يك مطالبه شد وامروز در تمامي سندهاي حمايتي از زنان وكودكان از سوي مديريت شهري ومديران دولتي به لطف دغدغه مندان مورد تاكيد است .
شايد بخاطر نيود قوانين بازدارنده ويا جدي نگرفتن توسط ناظرين شهرداري سبب شود ، ممكن است پياده سازي طرح اتاق مادروكودك استاندارد ، الويت يك مالك و سازنده مركز خريد نباشد وبراي آنها پياده سازي طرح غير كاربردي آن راحت تر هست ولي من تمام تلاشم را خواهم كرد تا قانونگذارهاي شهري ودولتي به جد اجراي اين طرح را رصد كنند در اين مسير مطالبه گري شما عزيزان را مي طلبد به اميد يك همچين روزي .
عكس آويسا عزيز يكي از اون شكار لحظه ها هست نمي دونم چرا به خانواده اين موش كوجولو نازنين گفتم من خبرنگار مجله هستم وبلاخره مجبور شدم راستش را به آنها بگويم واين يك باب آشنايي شد الان آويسا نازنين ١٠ سالش هست ممنونم از خانواده مهربونش .🙏



