ايجاد يك مركز خريد در مناطقي از تهران كه هنوز ساكنين آن به روش هاي سنتي زندگي مي كنند...
ايجاد يك مركز خريد در مناطقي از تهران كه هنوز ساكنين آن به روش هاي سنتي زندگي مي كنند وقدرت خريد كمتري دارند مي تواند تحولي در راستاي فرهنگ مصرف ، صرف جويي در وقت وهزينه ، آشنايي مردم آن محيط با تغييرات در طراحي فروشگاهها وچيدمان برندها شناخت برندهاي داخلي شايد بتواند انتخاب را براي آنها آسان كند وهمينطور نقش اين مراكز در ايجاد همبستگي اجتماعي وارتباطات متقابل چهره به چهره ، تحرك انديشه وزيباشناختي فضاهاي شهري بي تاثير نمي باشدو درحقيقت اين مكان ها يك مكان مواجهه محسوب مي شوند واين خاصيت در مناطق كوچكتر كه مردم محل بيشتر از آشنايي با چهره، با اسم ، فاميل و پيشه هم آشنا هستند محلي براي تازه شدن ديدارها مي شود ،ضمن اينكه با ظهور اينگونه مراكز در مناطقي كه سرانه فضاي سبز آن صفر وشرايط جمعيت ساكن آن حداقل وتفاوت جمعيت شب وروز آن بسيار متفاوت است همين خصيصه ها موجب مي گردددر مناطقي شبيه به يك شهر كوچك صنعتي ، تحولي ميموني رقم بخورد كه در قدم اول با احساس رضايت ساكنين به دليل نقش آن مركز در بالابردن ارزش بهاء ملكي شان رمز موفقيت سرمايه گذار براي شروع كار رقم مي خورد و فارغ از بارترافيكي كه در منطقه ايجاد مي شود حتي تبديل به يك فضاي گردشگري مي شود ومخاطبينش روزبه روز باز توليد مي شوند وهمينطور جذب مخاطب ،بويژه از مناطق همجوار كه خود آنها نيز از داشتن يك مال بزرگ محروم هستند اين رفت وآمدها مي تواند اثرات زيادي در افزايش جمعيت شناور داشته باشد كه در اين راستا مديريت شهري بايستي شرايطي را براي تسهيل در رفت وآمد مردم ايجاد نمايد وهمينطور در بحث خدمات عمومي سختگيرانه تر عمل نمايند وهمينطور باسرمايه گذراني كه به قصد هويت بخشي وبالا بردن سطح فرهنگي منطقه قدم جلو مي گذارند هرچند كه خود صاحبان سرمايه آنها خوب مي دانند بارشد وگسترش فضاهاي تجاري وجان بخشيدن به آنها راهي به جز توجه به مسائل فرهنگي واجتماعي ندارند وبراي جذب فرهنگي بايستي شهرداريها براي برنامه هاي مشاركتي در كنار آنها باشند وفقط بعنوان يك بازوي اقتصادي به آنها نگاه نشود.



