اون روزهای پرالتهاب جنگ…برای همه سخت بود، اما برای خانوادههایی که بچه کوچیک داشتن، سختتر.
مامانها و باباها، با هزار نگرانی، از شهری به شهر دیگه میرفتن؛ فقط به امید اینکه بچهشون در امنیت باشه.
اما وقتی به شهرهای دیگه رسیدن، یه دغدغه جدید شروع شد…
توی مراکز خرید و فضاهای عمومی، بارها پدر و مادرهایی رو دیدم که فقط دنبال یه جای مناسب بودن؛ جایی برای شیر دادن، عوض کردن پوشک یا آروم کردن بچهشون.
اون روزها بیشتر از همیشه فهمیدم که شهرهای ما، حتی شهرهایی که میزبان خانوادهها بودن، برای حضور خانوادههای دارای کودک خردسال آماده نبودن.
و تلختر اینکه…
این فقط قصه اون روزها نیست.
امروز هم هر بار که به مراکز خرید و فضاهای عمومی میرم، باز هم همین صحنهها رو میبینم؛ پدر و مادرهایی که برای سادهترین نیاز فرزندشون، دنبال یه گوشه مناسب میگردن.
امیدوارم روزی برسه که هیچ خانوادهای، در هیچ شرایطی، دغدغه پیدا کردن یک فضای امن برای رسیدگی به کودک خودش رو نداشته باشه.
مرجان مرتضوی : مبدع ومجری طرح اتاق مادر وکودک در کشور


